خرید بک لینک

واقعا چقدر باید حواسمون جمع باشه. چقدر دشمن در کمین ماست. کافیه یه اتفاق ساده بیفته اونوقت دشمن مثل گرگ گرسنه حمله کنه . البته تا شیر بچه های حیدر در این کشور نفس میکشند دشمن هیچ غلطی نمیتونه کنه. 

امروز برای من روز مهمی خواهد بود. 

همیشه روزهای تصمیم ساز مهم و بیاد ماندنی هستند. 

تا دلتون بخواد کارهای عقب مونده دارم. از درسی و نوشتنی گرفته تا کارهای خونه و غیره. همه ی این کارها درگیر هم هستند. 

میگن پسره به دختره گفت : میگیرم میزنمتا. 

دختره گفت : تو منو بگیر. .. اونوقت هر چقدر دلت خواست بزن. 

در همین رابطه باز گفتند تو بدم ، بمیر و بدم. حکایتش هم که میدونید . 

چند روز هست خیلی دلم کشیده برم تو روضه. یه روضه مشتی حسابی. یه دل سیر گریه کنم. سبک بشم. 

کسایی که از من میپرسن دلبسته کسی شدیم چکار کنیم یکی از جواب های من اینه که دو سه شب برو روضه. 

وقتی میری روضه دلت از همه چیز خالی میشه. صفای باطن پیدا میکنی. این سنگینی دل بخاطر دلبستن به این و اون هست. 

حالا حس میکنم خودمم باید برم دار الشفای حسین. روضه. 

نه اینکه دلبسته کسی باشم. اما دل سنگین شدم. به چند نفر کمک میکردم. مدتی هست اونقدر ها دستم باز نیست که به اونها کمک کنم. کمی دلم پر شده . 

باید همین روزها تصمیمات مهمی بگیرم. از هیچ کجا ابی گرم نخواهد شد. مگر که خودم دست بکار بشم. 

راستی : مساله های شرعی یکی دو تا پست قبل تر هم خوندین؟ چطور بود ؟ 

سایز اصلی +

برچسب: نویسنده: پرهام صادقی تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 12:34

صفحه بندی