این روزها شاید شما کمتر خواندید اما من زیاد نوشتم .
یکی از خوانندگان گرامی مطلبی را فرمودند که من نتونستم مستقیما در موردش چیزی بگم. راستش خجالت کشیدم مستقیما سر صحبت رو باز کنم.
معمولا ازدواج هایی که در سن کم و با تفاوت سنی زیاد انجام میشه جای احتیاط داره. مخصوص در تفاوت های سنی بیش از 5 سال . و مخصوصا مخصوصا جایی که خانم بزرگتر از اقا باشه.
جایی که مثلا خانم بیشتر از 7 سال بزرگتر از اقا باشه !
خب شما وقتی با همچین صحنه ای مواجه میشین شاید روتون نشه به عروس خانم بگین: این چه کاریه. نهایتا میگین ان شا الله به پای هم پیر بشین. مبارک باشه. یه سر و یه بالین... .
اما من فکر میکنم باید در موردش چند جمله صحبت کنم.
اگر داماد و عروس خانم در اوایل سن جوانی باشند اختلاف سن که باعث اختلاف درک از زندگی میشه طرفین رو به شدن اذیت کنه. مخصوصا اگر سن خانم بیشتر باشه. چون مرد به سن و سال فهم و شعور نرسیده اما زن به همچین سنی رسیده و مرد نمیتونه پشتیبان محکمی برای خانم باشه. خانم احساس رها بودن و بی کس بودن میکنه . فکر میکنه داره با داداش کوچیکه اش زندگی میکنه. مجبوره دائما گذشت کنه و اون خانم ناز اون اقا ر وبکشه تا بزرگش کنه. انصاف بدین که برای مثلا یه دختر 26 ساله و یه پسر 19 ساله واقعا همچین حس و حالی خوب نیست.
بله بله بله میدونم ...
اگر سن و سالها بالا باشه مثلا اقا 40 ساله و خانم 47 ساله اونوقت این تفاوت سن ها خیلی جای نگرانی نیست چون طرفین به حد کمالی که باید برسند دیگه رسیده اند و تفاوت چندانی در اخلاق و منش نیست.
بله بله بله ... میدونم ... استثنا هم داره. اما غالبا اینطوریه که گفتم. شمام خودتون رو جزو استثناها قرار ندین.
این هم از نکته های رفاقتی حاجی اقا. 
برچسب: رفاقتی,
نویسنده: پرهام صادقی