خرید بک لینک

ممنون که کلی روحیه دادید. پیرو خط اخر پست قبل یه عالمه ایمیل های قشنگ و زیبا بهم رسید و خیلی از دوستان جویای حال بنده شدند و کلی روحیه خسته و گرمازده ی منو دچار تغییر و تحول اساسی کردند. ( البته مدیونید اگه فکر کنید ایمیلی چیزی بهم رسیده باشه. )

اری ، چنین بود برادر.

امروز میزبان ما رفته بود مسافرت. کل خانه در اختیار من بود . اما خانه ای خالی خالی خالی خالی. تنهای تنهای تنهای تنها. فقط یه سر رفتم مسجد. اما چون خسته بودم حال نکردم با بچه های کلاس و دلم میخواست زودتر برگردم خونه. اصلا زودتر برگردم خونه فامیلامون رو ببینم.

پ ن : یکی از دوستام زنگ زده میگه اخه مگه خل شدی با این اوضاع گرمای اون منطقه رفتی n ماه اونجا برا تبلیغ ؟ اخه تو نمیگی این همه کار سخت باعث میشه که تو سال تحصیلی دچار مشکل بشی ؟ اخه تابستون باید با نشاط و سبک کار کنی نه اینطور سنگین که بعد تو سال تحصیلی دچار مشکل بشی.

بعد شوخی میکنه و میگه حاجی نکنه اونجاها شلوار گیرت اومده ؟ نکنه مردم اونجا خیلی دوستت داشتن و برات استین بالا زدن تا همون جا ماندگارت کنن؟ یا اصلا خواستن تابستون بهت خوش بگذره ؟

حالا من به این دوست زبون باز چی بگم ؟

بگم اره ؟

بگم نه ؟

بگم به تو چه ؟

اصلا هیچی نگم ؟

اصلا به تو چه.

حتی به شما.

شدیم اش نخورده و دهن سوخته. خلاصه اینکه بخاطر این تابستون تبلیغی خدای متعال احتمالا تا حالا سه چهار دست جین حوریه فول نایت برامون اماده کرده و رونوشت نامه اش به قسمت امور لهو و لعب بهشت صادر شده. پ

اما خدا جون من امروز خسته ام. کو تا بهشت. تاه اگه تو این مدت با دروغ و غیبت و معصیت این همه حوریه رو طلاق ندیم.


برچسب: نویسنده: پرهام صادقی تاريخ: جمعه 6 مرداد 1396 ساعت: 16:09

صفحه بندی