خرید بک لینک

یه اقایی هست اینجا نون خشک و پلاستیک کهنه میخره. خیلی هم ادم خوبیه. مومن ، مسجدی ساده مودب اما کمی هم شکسته .

گوشش هم سنگین شده و چشماش هم کمی ضعیفه.

خلاصه با حیا و خجالت خاصی بهم گفت استخاره میخوام.

براش گرفتم اما واقعیتش این بود که حس کردم نباید استخاره میگرفت. اینو هم بهش گفتم که اقا جون بهتره قبل استخاره مشورت کنی.

جواب استخاره اش هم مبهم بود. یعنی من نفهمیدم واقعا خوبه یا بد.

اینو هم بگم که من معمولا با تسبیح استخاره میگیرم اما اون اقا خودش قران اورد و گفت با قران برام بگیر. فکر میکرد استخاره با قران بهتر از تسبیحه.

بهش واقعیت رو گفتم و چون ایات مربوط به داستان حضرت یوسف علیه السلام بود که زنهای مصر دستان خودشون رو بجای میوه بریدند و تعجب کردند ... گفتم حتما صدقه هم بده.

بعد که از مسجد اومدم بیرون دوید دنبالم و گفت اقا اقا اقا ببخشید این استخاره برا این بود که دخترم از شوهرش بچه دار نمیشه. مشکل از هم مرد هست. حالا دخترم طلاق میخواد و میگه من بچه میخوام. مرد هم حرفی نداره. البته گویا تفاوت سنی زن و مرد هم حدود ده سال هست. پرسیدم دقیقا سن دخترتون چقدره ؟ گفت نمیدونم اما بیشتر 25 سال. شوهرش هم حدود 40 سال.

مرد هم حاضره طلاق بده اما من به دخترم گفتم لااقل دو ماه دیگه صبر کن.

خب حالا من فی البداهه چی باید میگفتم ؟ هان هان هان ؟

تو فکر فرو رفتم که بهش چی بگم. خود شما که عقل کل هستید لیسانس دارید تو شهر زندگی کردین کلی دنیا دیدین جای بودین چی میگفتین ؟ هیچی ؟ خب هیچی هم شد جواب ؟

خلاصه اینکه به اون اقا گفتم شب بیا با هم حرف بزنیم. شب که رفتم مسجد دیدم صف اول دقیقا نفر پشت سر امام جماعت نشسته. نماز خوندیم و بعد نماز یه صفحه قران خوندیم اما بعددیدم یهویی رفت.

من میخواستم بهش بگم اول به دختر و داماد بگو بیان من ببینمشون و باهاشون حرف بزنم.

پ ن : جواب استخاره به گمان من این بود که این کار باعث حیرانی و سردرگمی میشه. ( همون طور که زنان مصر هم متحیر شدند ) اما راستش نمیخواستم این جواب رو فعلا بهش بدم. هم کمی مردد بودم و هم اول باید کارهای مشاوره ای میکردم. البته معمولا استخاره های من حرف نداره.

پ ن : با خودم فکر میکردم اگر تو این منطقه نبودم این اقا و خانواده اش چی به سرشون میومد؟ با کی حرف میزدند ؟ با کیمشورت میکردند ؟ روزی چند تا از این دست مسائل به من برخورد میکنه و من باید مشاوره بدم ؟

ربنا تقبل منا


برچسب: نویسنده: پرهام صادقی تاريخ: جمعه 6 مرداد 1396 ساعت: 16:09

صفحه بندی