یادمه تازه طلبه شده بودم. حتی موهای صورتم تازه در نیومده بود. با یکی از اشناها که سن و سالش کمتر از من بود رفتیم بیرون بگردیم. این اقا هم خانواده مذهبی نداشت و بعدا هم اهل خلاف های ناجوری شد. شاید اون دفعه اخرین باری بود که با هم رفتیم بگردیم.
همین طور که قدم میزدیم این اق پسر که استعداد خاصی هم نداشت دوست داشت یه چیزی از من بپرسه ، یه چیزی که هم مربوط به دین باشه ، هم شبهه باشه و هم یکی از مسائل دینی رو مورد نقد قرار بده.
حالا فکر میکنید چی از من پرسید ؟
خب حدس بزنید و حدستون رو تو کامنت بنویسید.
سوال ایشون این بود که چرا همیشه مرد ها باید برن خواستگاری؟ خب گاهی هم زنها برن خاستگاری مرد ها.
منم گفتم خب تو دین منع نشده که زن نره خواستگاری. !
حتی مواردی هم داریم که زنها رفتند خاستگاری یه اقا .
کامنت ها رو که میخوندم که بعضی ها سنشون رفته بالا ... یاد این خاطره افتادم. اصلا چرا زنها نمیرن خاستگاری ؟
من نمیخوام بگم که زنها برن خواستگاری . فقط این سوال برام هست که اگر زنی چنین کاری کنه چی میشه ؟ فعلا قضاوتی درباره خوب بودن و نبودن این کار نمیکنم. فقط میخوام نظرات مختلف رو بدونم.
پ ن : اون دوست من خواهرش مطلقه بود و تو خونه مونده بودو سنش رفته بود بالا. گویا اون اقا برای اینکه خواهرش رو زودتر شوهر بده به این فکر افتاده بود. !
برچسب:
نویسنده: پرهام صادقی